قهرمان ميرزا عين السلطنه
780
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روضهخوان زنانه سهشنبه نهم - صبح حمام رفتم . گلين خانم روزى دو مرتبه را حكما مىرود . گاهى اگر آب گرم باشد خيلى اذيت مىكند . به آدم لاغر زودتر اثر مىكند . در آب سرد به روى زودتر يخ مىكند . در هيچكدام طاقت نمىآورد . به آدم قوى و چاق هردو ديرتر محسوس مىشود . بيكار بودم قدرى كتاب خواندم . عصر دو نفر روضهخوان و يك درويش آمده ذكر مصيبت كردند . امروز و امشب تهران محشر است . خيلى ياد مىكردم و افسوس داشتم كه از فيض اين دهه و اين مجالس محروم ماندم . استاد حمامى وعدهء روضهخوان زنانه كرد و مىگفت سنگ را به گريه مىآورد . تا عصر كه نيامد . تازهگل پايش را برهنه كرده بود ليكن از رطيل آن شبى باز واهمه داشت و عقب عذر مىگشت كه كفشها را بپوشد . مطلب را ملتفت بوديم . هيچ نگفتيم . خودش آخر سر كفشها را پوشيد . مىگفت اين نذرها مال شهر است . در اين چند شب ماهتاب ابدا ديده نشد . از يك ساعت به غروب مانده مه مىآمد و تا روز ديگر سه به ظهر مانده باقى است . همه جا پوشيده و خيلى مصفاست . درجه همراه ندارم و نمىتوانم بنويسم چقدر سرد است . گل سرخ هنوز نيست بلكه تازه باز شده . شب با سه لحاف مىخوابم . خوبى اين مكان اين است كه بادگير نيست و الا سردتر است . چشمهء آبگرم رختشوى خانهء دهات نزديك است . روزى نيست كه سى چهل زن با كولهبارهاى رخت و فرش نيايند . در اين آب داغ انداخته در عوض صابون گلى رويش ريخته با چوبهاى كلفت مىزنند تا به اعتقاد خودشان شسته مىشود . گويا از اول زمستان رختهاى چرك روى هم ريخته و اين ايام موقع شستشوى آنها است . بعد از دهه جمعيت اين دهات دو برابر مىشود . غالب از مازندران نيامدهاند . چهارشنبه دهم - ابدا بوى محرم در اين آبگرم نمىآيد . امروز را هم مثل ساير روزها علفچين به كار خود مشغول [ بود ] زنها رختشوئى مىكردند . هيچ سروصدائى نبود . هرچه توانستم زيارتنامه خواندم . خداوند قبول كند . « رينه » تعزيه مىخواندند . اگر مىرفتم آن تعزيه بيشتر اسباب خنده مىشد و محض اين نرفتم . وقت ناهار روضهخوان زنانه آمد . استاد حمامى دعوت كرده بود . كتابى در جلوى خودش گذاشته بنا كرد به نوحهخوانى كردن . در هر شعرى ده غلط داشت . همينطور دوزانو نشسته تكان هم نمىخورد . لهجهء مازندرانى بر غلطها بيشتر مىافزود . زود عذرش را خواستيم رفت . حالا متصل حمامى از نوكرها سؤال مىكند چقدر انعام گرفت ، آقا چه داد ؟ عصر روضهخوانهاى مردانه آمدند . براى دهات خوب هستند . وضع حمامها چندين نفر زن و مرد يهودى اينجا آمدهاند . شبها در حمام قديم مىروند . حمام جديد ارمنى و فرنگى و يهودى راه نمىدهند . حمام قديم خيلى كثيف است . اگر اين حمام نبود نمىدانم چه مىكرديم . چند سال ديگر اگر تعمير نكنند اين هم ضايع و